خرید بک لینک
مادر مهربان و صبورم ناغافل از دستم رفت و تنهايم گذاشت ....


به شدت احساس تنهايي مي كنم و در نبود پدر م كه 25 سال پيش و برادر عزيزم كه دو سال


پيش تنهايم گذاشتند سخت حس بي پناهي دارم ...


لطفا براي شادي روح مادرم سيده فاطمه شهبازي ، پدرم آقا سيد و برادرم سيد رضا دعا كنيد ...


از همه دوستانم كه با من و خانواده ام همدري كردند سپاسگذارم .


آهستهباز از بغل پله ها گذشت

در فکرآش و سبزی بیمار خویش بود

اماگرفته دور و برش هاله ئی سیاه

او مردهاست و باز پرستار حال ماست

در زندگیما همه جا وول میخورد

هر کنجخانه صحنه ئی از داستان اوست

در ختمخویش هم بسر کار خویش بود

بیچارهمادرم

هر روزمیگذشت از این زیر پله ها

آهستهتا بهم نزند خواب ناز من

امروزهم گذشت

در بازو بسته شد….

برچسب: نویسنده: saw تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1392 ساعت: 2:08

صفحه بندی