مدت هاست كه هر چه مي خوانم و مي نويسم آرامم نمي كند گاه دست به دامان عين القضات
مي شوم و گاه از شمس و صائب و خواجه عبدالله مدد مي گيرم ...
كاش بگذرد اين روزهاي سخت ...
مست باش و مخروش،گرم باش و مجوش،شکستهباش و خاموش،که سبوی درست را به دست برند و شکسته را بدوش کشند، نجات خواهی مبتلاشو، بقا خواهی از پی فناشو....
اگر داری طرب کن و اگر نداری طلبکن...
یارباش و اغیار مباش...
کمال انسان به تصرف دل است، باقی مثالآب وگِل است...
اگر یار اهل است، صحبت با اهل بدرقهدل وجان است و صحبت با نا اهل تفرقه خانمان است.
آن مصاحبی است برای افزودن جان و اینمصاحبی است برای ربودن نان...
مصاحب اول را شفیق جان خوان و مصاحبنااهل را رفیق نان دان...
خواجه عبداله انصاری/ رساله مقالات /موعظه دوم
برچسب:
نویسنده: saw